بارگذاری

لجستیک

لجستيك و زنجيره تامين لفظي است كه در چند سال اخير در كشورمان و به ويژه اين روزها تحت عنوانهايي نظير “مديريت زنجيره تامين”، “لجستيك ناب”، “لجستيك چابك”، “شركتهاي خدمات امور لجستيك”، “انجمن لجستيك و زنجيره تأمين”، “كنفرانس ملي لجستيك و زنجيره تأمين” و… بسيار شنيده مي شود. نزديك به سه دهه است كه بحث مديريت زنجيره تامين مطرح گرديده است و براساس آمار و ارقام موجود، كشورها و سازمانهايي كه اين دانش را به كار گرفته اند پيشرفتهاي چشمگيري در حوزه هاي مربوطه داشته و سود سرشار و صرفه جويي هاي كلان مالي از بابت به كارگيري اين نگرش نصيبشان شده است. كما اينكه مردم نيز به عنوان مشتريان از اين بابت منتفع شده اند. نظر به منفعتهاي زيادي كه به خاطر به كارگيري مديريت زنجيره تامين حاصل گرديده است، امروزه اين فلسفه در بين سازمانها و كشورهاي مختلف مقبوليت خاصي پيدا كرده و هر روز نيز به مشتاقان آن افزوده مي گردد. در كنار اين، طي سه دهه اخير، نگرش علمي و آكادميك به مبحث  مديريت زنجيره تامين بسيار مثبت بوده و مقالات و كتابهاي فراواني در اين زمينه نگاشته شده است.

امروزه مديريت ارتباطات در يك زنجيره تامين به مبحثي ارجاع داده مي­شود كه آنرا همان مديريت زنجيره تامين (SCM) مي­ناميم. با بياني واضح تر، يك زنجيره تامين تنها زنجيره­اي از فعاليتهاي تجاري به صورت ارتباطات يك به يك يا بنگاه به بنگاه نمي­باشد، بلكه شبكه­اي از فعاليتهاي تجاري و ارتباطات بين آنهاست. «مديريت زنجيره تامين» فرصتهايي را براي حصول يك تشديد مثبت در يكپارچه­سازي و مديريت درون شركتي و بين شركتي پيشنهاد مي­كند. در اين حالت، «مديريت زنجيره تامين» با مزيتهاي فرايندهاي تجاري در ارتباط بوده و روش جديدي را براي مديريت فعاليتهاي تجاري و ارتباطات با ساير اعضا در زنجيره تامين ارايه مي­دهد.

مفهوم «مديريت زنجيره تامين» از يكپارچه­سازي خدمات لجستيكي درطول زنجيره تامين به سمت يكپارچه­سازي و مديريت فرايندهاي كليدي تجاري درطول زنجيره تامين باز تعريف شده است. براساس همين شفاف شدن تفاوت بين «مديريت زنجيره تامين» و لجستيك، در سال 2003، انجمن مديريت لجستيك تعريف اصلاح شده­اي از لجستيك را ارايه كرد. اين تعريف اصلاحي به وضوح موضع انجمن مديريت لجستيك را بيان مي­دارد كه «مديريت لجستيك» را به عنوان جزئي از «مديريت زنجيره تامين» معرفي مي­كند. اين تعريف اصلاح شده بدين صورت است:

لجستيك آن قسمت از مديريت زنجيره تامين است كه كارايي و اثربخشي جريان روبه­جلو و روبه­ عقب و نيز ذخيره­ سازي كالاها، خدمات و اطلاعات مربوطه بين نقطه آغازين زنجيره تا نقطه مصرف نهايي به ­منظور تامين نيازمنديهاي مشتريان زنجيره را برنامه ­ريزي مي ­كند، به­ كارمي­ گيرد، و كنترل مي­ كند.

لجستيک

اين لغت ريشه‌اي يوناني دارد و در موارد نظامي براي جابجايي جنگ‌افزار ، مهمات و جيره غذايي در مواقع حرکت از مکان اصلي به سمت خط مقدم استفاده مي‌شود. در زبان يوناني ، رومي و امپراطوري رم شرقي، نظامياني وجود داشتند با نام LOGISTIKAS که وظيفه مسائل مالي و تقسيم مايحتاج بر عهده آنان بوده است.

در ديکشنري آکسفورد لجستيک به اين صورت تعريف شده: قسمتي از علوم نظامي که وظيفه تهيه و تحويل آماد و جابجايي مواد و افراد و تجهيزات را دارد.

و در ديکشنري ديگري به اين صورت تعريف شده است : مدت زماني که براي مهيا کردن منابع مورد نياز است.

همينطور لجستيک به صورت عمومي شاخه‌اي از علوم مهندسي است که سيستمهاي انساني بجاي سيستمهاي ماشيني ايجاد مي‌کند.

گستره‌هاي مديريت لجستيک عبارت هسنتند از:

  • لجستيک داخل مرزهاي يک کشور
  • لجستيک داخلي
  • لجستيک خارج از مرزهاي کشور

لجستيك به كليه فعاليت هاي هماهنگي اطلاق مي شود كه جهت بررسي، تحقيق، مطالعه و برآورد نيازها و احتياجات اوليه در زمينه وسايل و تجهيزات، ماشينها و ابزارآلات ، تاسيسات و قطعات از هر نوع و كليه امور مربوط به تهيه، توليد، بيمه، نگهداري، انبارداري، توزيع، حمل و نقل، تنظيم و تهيه روش انجام كار، طراحي سيستم و دستور العمل و نظارت بر موارد فوق انجام مي گيرد.

منافع بكارگيري دانش لجستيک و مديريت زنجيره تامين

  • موجودي‌هاي کمتر
  • بهره‌وري بالاتر
  • چابکي بيشتر
  • موعدهاي تحويل کوتاهتر
  • سود بالاتر
  • رعايت حقوق بيشتر مشتري
  • وجود موجودي‌ها و اندازه انباشته‌ها به مقدار صحيح
  • قابليت مشاهده و ردگيري رخدادها
  • کاهش هزينه‌‌ها
  • افزايش خدمت دهي به مصرف‌كنندگان
  • ايجاد مزيتهاي رقابتي
  • تعامل نزديکتر با تامين کنندگان
  • ايجاد فرصت براي خريد مقادير زياد و با هزينه کمتر
  • ايجاد مرجع پاسخگويي
  • توانايي اجراي دقيق سيستم‌ها به صورت ترکيبي

 

لجستيک در صنايع مختلف

توجه به گسترش فعاليتهاي صنعتي و بازرگاني و عزم جدي در سطوح مختلف كشورها در زمينه تعالي و توسعه، دقت در تمامي ابعاد تامين، توليد و توزيع را -فراتر از نوع و كيفيت محصول- براي جهش در پيشرفت ايجاب مي نمايد.  مطالعه تجربه جهاني در اين زمينه نقش مديريت زنجيره تامين و لجستيك را بسيار برجسته مي نمايد.

بخش مهمي از محصولات و خدمات مرتبط با مديريت زنجيره تامين و لجستيك در حوزه هايي تعريف مي شوند كه عبارتند از: سيستمها و تجهيزات حمل و نقل محصولات و بار ، فناوريها و سيستمهاي ذخيره سازي و انبارش، فناوريهاي حمل و نقل اقلام خشك، اقلام مايع و اقلام فله اي، خدمات و فناوريهاي لجستيك مواد خطرناك، داراي ريسك و ويژه، انواع سيستمهاي كنترل (بيسيم و…)، سيستمها و نرم افزارهاي مديريت حمل و نقل و مديريت انبار و … . بدين ترتيب فعالان عرصه حمل و نقل از شاخص ترين فعالان عرصه لجستيك و خدمات رنجيره تانين هستند.

همچنين، بخشي از محصولات و خدمات مرتبط با مديريت زنجيره تامين و لجستيك در حوزه  بسته بندي انواع و اقسام مواد و محصولات به منظور انتقال، توزيع و فروش است. مواد و محصولاتي كه از لحاظ ابعاد، سياليت يا جامد بودن، ميزان فسادپذيري، فاصله توليد كننده تا مصرف كننده و … متفاوت هستند. بدين ترتيب فعالان حوزه بسته بندي از مهمترين فعالان عرصه لجستيك و خدمات رنجيره تامين به شمار مي آيند.

در کنار مسائل صدرالاشاره، مواد و محصولات غذايي كه طيف بزرگي را شامل مي شوند، داراي ويژگيهاي منحصر به فردي هستند.  اين ويژگيها در زمينه هايي از قبيل ابعاد، ميزان و زمان فسادپذيري، سياليت يا جامد بودن، فاصله توليد كننده تا مصرف كننده، مدت زمان تحويل و … مطرح هستند. از رو شرايط و مشخصات خاصي براي زنجيره تامين و لجستيك اين نوع مواد و محصولات به وجود مي آيد. بدين ترتيب فناوريها و تجهيزات و سيستمهاي مديريتي، برنامه ريزي، نرم افزاري و عملياتي خاص در حوزه هاي حمل و نقل، انبارش، توزيع،شناسايي، كدگذاري و رديابي، توزين، بسته بندي و ديگر حوزه هاي لجستيكي طلب مي كند.

توجه به مشخصات مواد و محصولات صنايع نفت و گاز و پتروشيمي ويژگي هايي از قبيل داشتن ارزش استراتژيك، سيال بودن و پيوستگي بعضي از اقلام، فله  اي بودن بعضي از اقلام، قابليت بسته بندي شدن بعضي از اقلام، خطرناك و داراي ريسك بودن، نياز به شرايط خاص براي انجام فرآيندهاي توليدي، انبارش، انتقال و مصرف برجسته مي شود. اين ويژگي ها شرايط و مشخصات خاصي را براي زنجيره تامين و لجستيك اين نوع مواد و محصولات ايجاب مي كند. بدين ترتيب فناوريها و تجهيزات و سيستمهاي مديريتي، برنامه ريزي، نرم افزاري و عملياتي خاص در حوزه هاي حمل و نقل، انبارش، توزيع،شناسايي، كدگذاري و رديابي، توزين، بسته بندي و ديگر حوزه هاي لجستيكي طلب مي كند.

موانع توسعه لجستيك و مديريت زنجيره‏هاي تامين در كشور

بانك جهاني در گزارشي 5 عامل اصلي را مهمترين موانع توسعه لجستيك و مديريت زنجيره تامين در كشورهاي درحال توسعه معرفي كرده است كه در مورد كشورمان نيز مصداق دارد.

  • زيرساخت‌هاي ناكافي
  • زيرساخت‌هاي ضعيف حمل‌ و نقل و قوانين متعدد و مختلف مربوط به آن
  • زيرساختهاي مخابراتي ناكافي
  • وسايل حمل‌ونقل فرسوده و ناكافي
  • شبكه جاده‌اي ناكافي
  • انبارهاي ناكافي
  • شبكه راه‌آهن اندك و قديمي
  • چالش‌هاي اقتصادي
  • درك ضعيف از اقتصاد رقابتي
  • ضعف در برنامه‌ريزي اقتصادي واقع‌ بينانه و عملي
  • ضعف در تثبيت مسير اقتصادي
  • بازار كوچك داخلي و كمبود اطلاعات در بازار
  • سيستم بانكي ناكارا و نرخ هاي بهره بالا
  • مشكلات و نارساييها در حمايت‌هاي اقتصادي دولت
  • ناكارايي نظام مالياتي
  • چالش‌هاي مديريتي
  • مديريت بروكراتيك و عدم هماهنگي هاي ميان سازماني در زنجيره
  • عدم انعطاف‌پذيري سيستم
  • عدم اعتماد بين اجزاي زنجيره و طولاني بودن سيستمهاي قضايي جهت حل و فصل دعاوي
  • كمبود نيروي انساني متخصص و صلاحيت‌دار

اهم اقدامات و برنامه‌هاي انجمن لجستيك ايران در همكاري با  دستگاهها زيربط

  • پيگيري ايجاد ساختار مديريت لجستيك در سطح ملي با حضور بخش غيردولتي و پيگيري واگذاري زنجيره‌هاي تأمين كالاهاي اساسي به بخش غيردولتي
  • پيگيري و حمايت از شكل‌گيري مراكز لجستيكي منطقه‌اي در حاشيه شهرهاي بزرگ
  • پيگيري و حمايت از شكل‌گيري شهر لجستيك در كشور در جهت تبديل شدن به مركز ثقل تجاري در منطقه و جهان
  • حمايت از بخش خصوصي در جهت توسعه زيرساخت‌هاي لجستيكي (مراكز ذخيره‌سازي (سيلو، سردخانه)، مراكز توزيع و حمل و نقل، مراكز بسته‌بندي، مراكز بازيافت)
  • حمايت از توسعه زنجيره‌هاي تأمين رقابتي
  • برنامه گسترده براي توسعه تجارت الكترونيك در كشور به عنوان يكي از فرايندهاي لجستيكي
  • ايفاي نقش فعال در كاهش هزينه هاي لجستيك در سطح خرد و كلان
  • پيگيري تحول در نظام توزيع كشور در جهت اثربخشي فرايندهاي لجستيك در سطح ملي

لجستیک معکوس:

از جمله مباحثی که امروزه در حوزه لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین صنایع مختلف مطرح است، موضوع لجستیک معکوس ومدیریت بازگشتیها می‌باشد؛ امری که به‌نظر می‌رسد تاکنون در صنایع مختلف کشورمان به آن توجه جدی نشده است. طی دو دهه اخیر، شرکت‌ها و صنایع زیادی در کشورهای پیشرفته بررسی در این زمینه را آغاز کرده و لجستیک معکوس را یکی از فرایندهای مهم در زنجیره تامین خود درنظر گرفته‌اند. حتی به تازگی گواهینامه ISO در خصوص فرایند‌های مرجوعی نیز توسط برخی از شرکت‌های پیشرفته دریافت شده است. امروزه در کشورهای پیشرفته جهان، سازمان‌های صنعتی، دولتی، تجاری و خدماتی بر فرایندهای لجستیک معکوس و زنجیره تأمین تمرکز کرده اند که این مقوله در ایجاد ارزش اقتصادی واقعی کالاها و خدمات به همراه پشتیبانی از ملاحظات زیست محیطی نقش موثری دارد. این تمرکز اکنون در کلیه بازارها از جمله بخش‌های صنعتی و فناوری پیشرفته، تجاری و محصولات مصرفی رو به افزایش است.

آنچه که در جریان سنتی کالا وجود دارد و مدیران صنایع بر کنترل و مدیریت آن جریان تاکید می کنند جریان مستقیم یا رو به جلوی مواد و محصولات است که عمدتاً از طرف تأمین کنندگان به سازندگان، توزیع‌کنندگان، خرده فروشان و در نهایت مشتریان جریان دارد. اما در بسیاری از صنایع، جریان مهم دیگری نیز در زنجیره‌های تامین وجود دارد که به صورت معکوس شکل گرفته و در آن، محصولات از سطوح پائینی زنجیره تامین به سطوح بالاتر عودت داده می‌شوند. لجستیک معکوس به دنبال بررسی و مدیریت جریان‌های معکوس یا به عبارتی جریان‌های رو به عقب در زنجیره‌های تأمین است.

مدیریت لجستیک معکوس و زنجیره­های تأمین حلقه بسته یکی از جنبه‌های مهم و حیاتی هر کسب­وکاری بوده و متضمن ساخت، پخش خدمات و پشتیبانی از هر نوع محصولی است. در عصر کنونی تجارت که چرخه عمر محصولات هر روز کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌شود، سیاست‌های برگرداندن محصول با زمان‌های پاسخگویی سریع و خدمات مشتری تعریف شده و تأکید بیشتری بر مدیریت بازگشت، تغییر شکل و ذخیره دوباره کالاهای تمام شده وجود دارد. قوانین دولتی جدید و قوانین سبز که به بازگرداندن و از رده خارج کردن مواد زائد الکترونیکی و دیگر مواد خطرناک مربوط است نیز مدیران و سطوح بالای مسئول امور لجستیک فرایندهای زنجیره تأمین را وادار می‌سازد نگاه نزدیکتری به فرایند لجستیک معکوس بیندازند.

در دنیای آکادمیک نیز با توجه به ویژگی‌های خاص و منحصر به فرد این جریان رو به عقب و تفاوت‌های بسیار آن با حرکت رو به جلوی محصولات، محققان مدیریت زنجیره تأمین ادبیات خاصی را برای آن انتخاب کرده و تحقیقات خود را در قالبی با عنوان “لجستیک معکوس” انجام می‌دهند. لجستیک معکوس را می‌توان به اینصورت تعریف کرد: «هماهنگی و کنترل کامل، بارگیری و تحویل فیزیکی مواد، قطعات و محصولات، از محل مصرف به محل عملیات و بازیابی یا دفع و سپس بازگرداندن‌ متعاقب به محل مصرف در موارد مناسب». لجستیک معکوس یا همان مدیریت بازگشتی ها، بیانگر آن بخش از فرایندهای مدیریت زنجیره تامین است که فعالیتهای مربوط به بازگشتیها، لجستیک معکوس، کنترل ورودیها، و اجتناب از دوباره‌کاریها را در درون بنگاه و بین اعضای مختلف یک زنجیره تامین مدیریت می‌کند. بکارگیری صحیح این فرایند نه‌تنها مدیریت را قادر می‌سازد که جریان محصولات بازگشتی را به‌طور مؤثر مدیریت کند بلکه باعث تشخیص فرصتهایی برای کاهش بازگشتیهای ناخواسته و کنترل سرمایه‌های قابل استفاده مجدد می‌شود. مدیریت مؤثر بازگشتیها یک بخش مهم در مدیریت زنجیره تامین است که فرصت حصول یک مزیت رقابتی پایدار را برای زنجیره تامین فراهم می‌سازد.

گرچه فعالیت‌های زیادی را می‌توان در قالب لجستیک معکوس در نظر گرفت اما برخی از اهم فعالیت‌های لجستیک معکوس که عمدتاً به طور اختصاصی در این حوزه مطرح است، عبارتست از: تعمیر و تعویض، نوسازی محصول، ساخت مجدد، بازیافت، فروش مجدد و استفاده مجدد. البته لجستیک معکوس تنها به استفاده مجدد یا بازیافت محدود نمی‌شود؛ بلکه طراحی مجدد بسته‌بندی‌ها به منظور استفاده کمتر از مواد در آنها و یا کاهش انرژی و آلودگی ناشی از حمل محصولات را نیز می‌توان بخشی از لجستیک معکوس تحت عنوان “لجستیک سبز” دانست.

رخصوص اهمیت و جایگاه لجستیک معکوس در هزینه‌ها و قیمت تمام‌شده محصولات می‌توان به برخی از بررسی‌های صورت‌ گرفته در آمریکا اشاره کرد. این بررسی‌ها نشان می‌دهند که در حدود 4 درصد هزینه‌های لجستیکی هر شرکت، مربوط به لجستیک معکوس است که البته این سهم در شرکتها و صنایعی که محصولات آنها دارای کیفیت پایین‌تری بوده و از فناوری پیشرفته بهره‌مند نیستند بالاتر است. لازم به تاکید است که لجستیک معکوس به ماهیت هر صنعت بستگی دارد؛ اما آنچه که مسلم است،‌ هزینه‌های مربوط به آن رقم قابل توجهی از هزینه‌های هر صنعت را به خود اختصاص می‌دهد. به‌طور کلی، لجستیک معکوس در صنایعی که ارزش محصولات بسیار بالا است و یا درصد مرجوعی‌ها رقم قابل توجهی را نشان می‌دهد‌ از اهمیت بیشتری برخوردار است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در حدود 50 درصد از محصولات در طول فرایند ساخت نیاز به دوباره‌کاری و اصلاح دارند که مجموع این بازگشت‌ها، هزینه‌ای را در پی خواهد داشت که تخمین آن در کل جهان به حدی است که با این مواد مرجوعی می‌توان 155 هزار قطار را پر از مواد کرد! با دانستن این موضوع که هزینه پردازش یک محصول مرجوعی ممکن است دو تا سه برابر هزینه حمل‌و نقل بیرونی آن باشد، بیشتر به اهمیت و ضرورت توجه به مقوله لجستیک معکوس در صنایع پی می‌بریم.

تاریخچه به كارگیری لجستیك معكوس

لجستیك معكوس از بدو پیدایش خود در اشكال گوناگون در سازمان های نظامی دنیا وجود داشته است، اما در گذشته، سازمان های نظامی به دلایل متعددی توجه زیادی به لجستیك معكوس نداشتند و شاید فكر می كردند كه لجستیك معكوس یك مقوله بلند پروازانه با یك مقوله بافناوری فوق العاده پیشرفته است كه،‌ همواره مانع از پیشرفت واحدهای نظامی می شود. در بسیاری از این سازمان ها، در بررسی های عملكردی و بررسی و تجزیه وتحلیل مسائل آنها، لجستیك معكوس به عنوان یك اصل در نظر گرفته نمی شود. چرا كه در زمانی كه یك واحد ارتش ، فعالیت های لجستیك معكوس را ا نجام می داد، از انجام چنین كاری هیچ گونه نفع مالی عایدش نمی شد كه شاید توان محدود و قدرت ریسك كم تر نیروهای نظامی از دیگر عوامل این كم توجهی بود.

اما در سال های اخیر فرماندهان، مدیران و مسئولین سازمان های نظامی به دلایلی خواهان مطالعه و بررسی لجستیك معكوس با بهره گیری از روش شناسی فرآیند مدیریت هستند و بخش صنعت نیز توجه زیادی به لجستیك معكوس مبذول داشته است. به طوری كه شركت های و مؤسسات بسیار زیادی در اروپا، دریافته اند كه به كاربردن استراتژی مصرف مجدد و بسته بندی دوباره كالاهای قابل بازگشت ( لجستیك معكوس) به بهبود سودآوری و كاهش فشارهای محیطی بسیار كمك می كند. در ده سال گذشته، منابع اطلاعاتی و كتب مورد نیاز در زمینه لجستیك معكوس كه یك موضوع تازه و نوینی بود، بسیار نایاب و كمیاب بود. اما امروزه، جزوات و كتب فراوانی در این زمینه نگارش یافته است كه به این موضوع پرداخته اند. بدون تردید امروزه با طرح نظریه های جدید در ارتباط با رضایت مشتریان، تولید براساس در خواست ها و نیازهای مشتریان و مسائل رقابتی در بازار از یك سو و از سوی دیگر سود آوری برای تولید كنندگان اصلی، مانند شركت های بزرگ خودروسازی و شركت های بزرگ زنجیره ای كه از نظر فیزیكی و جغرافیایی گستردگی پیچیده ای دارند و نیز تأثیر و گسترش نفوذ فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و نوع همبستگی هایی كه بین تأمین كنندگان و تولید كنندگان بزرگ است، این بحث را به بحثی مهم و قابل توجه تبدیل كرده است.

دلایل استفاده از لجستیك معكوس

همان طوركه می دانیدبه طور عمومی و سنتی، تولید كنندگان كالاها و اقلام در قبال كالاهای خود، پس از توزیع و سپس مصرف توسط مصرف كنندگان، هیچ گونه احساس مسئولیتی نمی كنند و تعهدی را در قبال تولیدات توزیع شده و مصرف شده خود نمی‌پذیرند.اما امروزه حجم محصولات تولیدی مصرف شده، خسارات قابل ملاحظه ای را در جهت تخریب محیط زیست به بار آورده است و همگان اعم از مصرف كنندگان و مسئولان نگران وضعیت محیط زیست خود هستند و با دغدغه فراوان، روند رو به بهبودی را برای وضعیت محیط زیست خود دنبال می كنند. به نحوی كه همگان از تولید كنندگان مختلف كالاها و اقلام انتظار دارند تا هزینه ضایعات و جمع آوری زباله های ناشی از تولیدات خود را بپذیرند و یا حداقل ضایعات كالاهای مصرفی را كاهش دهند.

این توجه روزافزورن به مدیریت ضایعات و وضع قوانین جدید در خصوص ضایعات محصولات تولید ی ( به خصوص در اروپا )، تولید كنندگان كالاها را به سمت بهبود فرآیند تولید خود كشانده است، چرا كه هزینه های انهدام و پاكسازی محیط زیست بسیار بالاست. از این رو، بیشتر شركت ها و واحد ای تولید ی در اروپا و امریكا مسدولیت جمع آوری، پخش و به روز كردن كالاهای دست دوم توید ی خود را عده ده دار شده اند. علاوه بر این موضع، برای تزریق پویایی و توسعه یك سیستم لجستیكی مناسب، ضروری است كه در زنجیره تأمین یك سازمان لجستیك، جامع نگری خوبی وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، بحث توزیع معكوس و سایر ابعاد لجستیك معكوس به منظور فراهم كردن رضایتمندی مشتری به خوبی لحاظ شود. بدین معنا كه مشتری پس از تأمین نیازهایش، از سیستم لجستیكی مورد انتخاب خود احساس امنیت كند و مطمئن باشد كه در صورت وجود هر گونه عیب و نقص در كالای توزیع شده كه از ناحیه یكی از فرآیندهای تولید، توزیع ویا انبار ناشی شده باشد، به وسیله استقرار لجستیك معكوس قابل پذیرش و رفع شدن است و به صورت كاملا منظم، اقلام كالاهای توزیع شده ای كه برای مصرف كننده یا مشتری قابل استفاده نیستند در زنجیره تأمین به وسیله سیستم توزیع معكوس جمع آوری شده و توسط یكی از مراحل بهبود مستمر لجستیك معكوس در كمترین زمان ممكن برای مصرف كالا و اقلام مطلوب به مشتری بازگردانده می شود. این ایجاد رضایتمندی و امنیت خاطر برای مشتریان ، به منزله دمیدن روح پویایی در یك سیستم لجستیكی است و استقرار این نظام و عملكردهای دقیق آن ، می تواند خود به تنهایی تبلیغ خوبی برای افزایش رضایتمندی مشتریان، سود آوری بیشتر و نهایتاً افزایش مشتریان باشد.

ارسال نظر شما